گناه است در گردش آریم جام !

 

چو بخت عرب بر عجم چیره گشت

همه روز ایرانیان تیره گشت

جهان را دگرگونه شد رسم و راه

تو گویی نتابد دگر مهر و ماه

ز می نشئه و نغمه از چنگ رفت

ز گل عطر و معنی ز فرهنگ رفت

ادب خوار گشت و هنر شد وبال

به بستند اندیشه را پر و بال

جهان پر شد از خوی اهریمنی

زبان مهر ورزیده و دل دشمنی

کنون بی غمان را چه حاجت بمی

کران را چه سودی ز آوای نی

که در بزم این هرزه گردان خام

گناه است در گردش آریم جام

بجایی که خشکیده باشد گیاه

هدر دادن آب باشد گناه

چو با تخت منبر برابر شود

همه نام بوبکر و عمر شود

ز شیر شتر خوردن و سوسمار

عرب را به جایی رسیده است کار

که تاج کیانی کند آرزو

تفو بر تو ای چرخ گردون تفو

دریغ است ایران که ویران شود

کنام پلنگان و شیران شود  

این شعر از حکیم فردوسی است که در خصوص شکست یزدگرد سوم سروده شده و گفته میشود دو بیتی که مشخص شده به طرز استادانه ای به شعر ملحق شده است و در ابتدا جزو شعر نبوده!

نظرات 0 + ارسال نظر
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد