-
سامورائیِ فرانسوی رفت
شنبه 3 شهریورماه سال 1403 11:08
بازیگر خوش چهره فرانسوی آلن دلون که سالها فیلم جدیدی از او ندیده بودیم از دنیا رفت , چندسالی از انقلاب گذشته بود که فیلمی با شرکت او در سینما قدس مشهد اکران شد , جمعیتی که برای دیدن فیلم جمع شدند خیابان را قرق کرده بود، پس از آن مقابل هیچ سینمائی چنان جمعیتی ندیدم , روزی فیلمی با شرکت آلن دلون از تلویزیون پخش می شد با...
-
The secret in their eyes
دوشنبه 17 مهرماه سال 1402 19:38
راز توی چشمهایشان یا راز چشمهایشان , این نام فیلمی است آرژانتینی محصول سال 2009 که جایزه اسکار به آن تعلق گرفته است طبق معمول فکر می کردم یک فیلم دو ساعته حوصله ام را سر خواهد برد اما برعکس شد : فیلمی با هسته ظاهریِ جنایی , با چند فلاش بک استادانه و کارگردانی و بازی های خارق العاده از آن فیلمهایی است که باید چند بار...
-
Million Dollar Baby
یکشنبه 9 مهرماه سال 1402 11:49
مدتها بود قصد داشتم فیلم Million Dollar Baby را که کلینت ایستوود آنرا در سال ۲۰۰۴ ساخته ببینم ولی حوصله دیدن فیلم ورزشی آنهم بوکس را نداشتم اما وقتی فیلم را دیدم باز هم مثل دیگر فیلمهای غیر وسترنِ کلینت ایستوود غافلگیر و میخکوب شدم حتماً این فیلم را تماشا کنید !
-
Gone Girl دختر گمشده
پنجشنبه 2 شهریورماه سال 1402 07:46
عجیبه که تا حالا این فیلمِ دیوید فینچر راندیده بودم طولانی است ( دوساعت و نیم) ولی اصلاً متوجه گذشت زمان نخواهی شد : ترسناکه
-
کتاب مورد علاقه من
پنجشنبه 19 مردادماه سال 1402 09:46
کلاس سوم دبستان بودم که کتابی به دستم رسید پر از تصاویر نقاشی , هر صفحه اش حداقل یک نقاشی داشت , نقاشی های اساطیری اصلاً اسم کتاب "اساطیر یونان" بود : کتابی که خلاصه معروف ترین افسانه های یونانی بود : همیشه فکر می کردم زئوس فرمانروای خدایان از کجا آمده بود و بطور کلی شغلش چی بود ؟! اما اینکه اسلحه شخصی ات...
-
The Bridges of Madison County
یکشنبه 25 تیرماه سال 1402 08:22
پُلهای مدیسون کانتی شاهکاری از کلینت ایستوود با بازیگری خودش و مریل استریپ , داستانِ فیلم چهار روز بطول می انجامد , فیلم دارای سکانس هایی است که ... فقط باید ببینید
-
ماجرای درخواست باران حسن شُلی اصفهانی
چهارشنبه 21 دیماه سال 1401 10:16
ماجرا از این قرار است که زمان آقا نجفی اصفهانی در اصفهان خشکسالی شد و به قدری برف و باران نبارید که حتی رودخانه زاینده رود هم خشک شد و مردم از نبود آب وحشتزده شدند همه آخوندها روی منبرها عربده سر دادند که : بعلهههه چون مردم کفر گفتند و مشروطه میخواهند و برعلیه خدا و پیامبر و اولیالامر که روحانیون و شاه هستند قیام...
-
غوطه خوری در خلیج فارس (سفرنامه بوشهر)
پنجشنبه 3 شهریورماه سال 1401 10:57
حاجی پاشو که دیر شد! آفتاب نزده بود که حاجی را صدا زدم . دکتر آنقدر سنگین خوابیده بود که احتمال بیدارشدنش از صفر کمتر به نظر می رسید لذا سعی نکردم بیدارش کنم , ساعت یک صبح که داشت خوابم می برد او هنوز مشغول مکالمه با موبایلش بود ! حاجی آماده شده و مراحل پایانی مالیدنِ کرم ضدآفتاب را طی می کرد , پوشاندن گردن با لایه ای...
-
مهر میهن
یکشنبه 25 مهرماه سال 1400 07:55
مصطفی سرخوش ، شاعر و دبیر ادبیات دبیرستان البرز بود. شهرت وی به سبب سرودن شعر مهر میهن است: به یزدان که این کشور آباد بود همه جای مردان آزاد بود در این کشور آزادگی ارز داشت کشاورز خود خانه و مرز داشت گرانمایه بود آنکه بودی دبیر گرامی بُد آنکس که بودی دلیر نه دشمن دراین بوم و بر لانه داشت نه بیگانه جایی در این خانه...
-
فرمان , دیگر نیست!
یکشنبه 6 خردادماه سال 1397 19:44
ناصر ملک مطیعی , نامی که نشانِ سینمای ایران بود ستاره ای دست نیافتنی در سینمای ایران با جایگاهی بی بدیل شخصیتی خاص بر پرده سینما آفریده بود : مردی همیشه تنها که تکیه اش فقط به خودش بود شخصیتی که نمی شد با او همذات پنداری کرد مردی که سرنوشتی محتوم و تلخ داشت مردِ تنهایی که در قاموسش زانو زدن (که هیچ) سرخم کردن نبود, چه...
-
لجاجت
جمعه 5 خردادماه سال 1396 00:48
- چی شد نمُردی ؟ - خیالشُ داشتم اما نشد ! یعنی یه جورائی شد که نشد ! - چه جورائی؟! - یک شب اون آخراش , که نفسم با نبضم قایم باشک بازی می کردن , این یکی میومد اون یکی می رفت ,دنیا رُ انگاری از تهِ حوضِ حیاط ِ خان جان میدیدم , تَبمم غوغا ! کوره پیشم گاری بستنی یخمال بود ! دوتا پرستار اومدن رو سَرَم این یکی به اون یکی...
-
خاک و باد , صحرا , ماسه و تشنگی
چهارشنبه 27 اردیبهشتماه سال 1396 22:51
پس از فرسنگها راندن در دل صحرا و کویری که گوئی پایانی نداشت , ساعتی از شامگاه گذشته به نزدیکی یزد رسیدم که طوفان خاک و باران آغاز شد , اینچنین خوشامدمان گفت خسته و خاک آلوده در تاریکی شب به یزد رسیدیم شهری با خیابانهای باریک و خلوت ! شاید بتوان گفت یزد در مرکز ایران قرار دارد و از هر سو با بیابان دوره شده است ولی...
-
مه و جنگل , کوه و خشت و ایستادگی (سفر به قلعه رودخان)
جمعه 17 اردیبهشتماه سال 1395 21:21
شمال ایران را با گیلان به خاطر می آوریم و گیلان را با فومن فومن مارا به یاد "ماسوله" می اندازد اما... در نزدیکی فومن هموطنانمان سالها پیش بنایی ساخته و برای ما به یادگار گذاشته اند که بسیار دیدنی است: قلعه رود خان حدود20 کیلومتر که از فومن به سوی جنوب غربی به سمت بلندی های پوشیده از جنگلِ شمال البرز بروی به...
-
دل آویخته!
سهشنبه 25 آذرماه سال 1393 23:49
آنجا به شاخه تُردِ درختی در راهت آویخته ام دلم را تا در گذرِ روزانه شاید نبینی و تنه ای به آن بزنی بیفتد برگردی و ببینی که چه کرده ای با دلِ من نگران شوی به اینسو, به آنسو برداری و دستی به آن بکشی دلم گرم شود بقیه اش را نمیدانم... دلم گرم شده است!
-
جنگل مه گرفته!
سهشنبه 15 مهرماه سال 1393 23:14
جنگل, مِه, باران, سرما, اینها همه با هم جمع بودند در دالخانی! جنگلهای انبوه دالخانی_رامسر_مازندران
-
گوشه ای دنج!
یکشنبه 30 شهریورماه سال 1393 01:45
-
شاید انتظارم را می کشد!
یکشنبه 22 تیرماه سال 1393 01:32
تخته سنگی میخواهم , تخته سنگی کوچک , تخته سنگی کوچک افتاده بر شنهای ساحل, افتاده بر شنهای ساحلی خلوت, شنهای ساحلی خلوت کنارِ دریا, ساحلی خلوت کنار دریایی خروشان, خلوت کنار دریایی خروشان زیرِ باران, دریایی خروشان زیرِ بارانی ریز , خروشان زیرِ بارانی ریز و بی پایان , تا بنشینم , بنشینم آرام , چشم بدوزم به افق, افقی که...
-
آتش غم!
یکشنبه 15 تیرماه سال 1393 20:43
-
جمع پراکنده!
یکشنبه 15 تیرماه سال 1393 20:33
فریاد که از عمر جهان هر نفسی رفت دیدیم کزین جمع پراکنده کسی رفت شادی مکن از زادن و شیون مکن از مرگ زین گونه بسی آمد و زان گونه بسی رفت هوشنگ ابتهاج
-
سه واژه کوتاه !
شنبه 24 خردادماه سال 1393 21:13
اینروزها, زندگی ادامه "هیچ" است, در پرتو تاریکی ! دندان نشان دادن هایی است پیچیده در قالبِ لبخند , اینروزها تمامِ زندگی در سه واژه خلاصه میشود: دروغ,دروغ و دروغ
-
به همین کوچکی !
شنبه 3 خردادماه سال 1393 22:46
-
یادم آمد!
پنجشنبه 1 خردادماه سال 1393 19:04
-
واحه ای در بیابان ! (سفرنامه طبس)
شنبه 13 اردیبهشتماه سال 1393 23:18
به فکرِ یک سفرِ کوتاه بودم , دوستی از دیدنیهای "طبس" برایم گفت , پس به طبس رفتم ! و چه خوب بود این سفرِ کوتاه ! برای رفتن از مشهد به طبس ( زمینی) راههای زیادی هست من مسیرِ تربت حیدریه , فیض آباد, بجستان, فردوس, بشرویه , ده مَمَد را انتخاب کردم , چون دوستِ دیگری از آبگرمِ معدنیِ فردوس برایم گفته بود که در این...
-
او خبر دارد که دیگر ...
جمعه 15 فروردینماه سال 1393 22:18
قطرۀ اشکی دوای دردِ من بود این زمان آن اشک هم پایان گرفته وان دوای درد بی درمانِ من هم ماتمی دیگر گرفته ... آوای اندوهناکی که این ابیات را نجوا میکند از حنجره مخملیِ عباسِ مهر پویا بیرون آمده است , مهرپویا که در کنار بازیگری تئاتر نوازندگی را نیز با عود آغاز کرده بود پس از مدتی گیتارِ الکتریکی را برای نخستین بار به...
-
زهر خود بر من ریخت!
سهشنبه 22 بهمنماه سال 1392 21:28
من عقابی بودم که نگاه یک مار سخت آزارم داد بال بگشودم و سمتش رفتم از زمینش کندم به هوا آوردم آخر عمرش بود که فریب چشمش، سخت جادویم کرد در نوک یک قله، آشیانش دادم که همین دل رحمی، چه به روزم آورد عشق، جادویم کرد زهر خود بر من ریخت از نوک قله زمین افتادم تازه آمد یادم، که عقابی بودم
-
گردباد!
شنبه 19 بهمنماه سال 1392 20:09
-
طلسم جاودانگی!
شنبه 5 بهمنماه سال 1392 00:36
-
پلنگِ ایرانی!
چهارشنبه 2 بهمنماه سال 1392 00:03
سخت است پلنگ باشی و زخمی , ناله هایت را نعره بِشنوند و سنگَت بزنند ! در سکوت بمیری و آنگاه عزادارت شوند !
-
خوابم نمیبرد!
پنجشنبه 26 دیماه سال 1392 01:22
-
قصه هایِ بی غصه!
شنبه 21 دیماه سال 1392 00:57
کارِ هر شبم شده , برایِ غصه هایم قصه بگویم , قصه هایی بی غصه , خوابشان که می بَرَد , دیگر روز شده ! کارِ هر روزم شده برای غصه هایم قصه پیدا کنم , قصه هایی بی غصه , پیدا نمی شود , قصه می سازم . قصه هایی بی غصه , که فقط غصه ها باورشان می کنند